امروز اندوهگین ترین روز زندگیم است
شاید اندوهگین از بد بیاری های زمانه
اندوهگین سختی روزگار
اندوهگین از بیکاری
اندوهگین از درک نشدن
اندوهگین از سر خوردگی
اندوهگین از همه چیز بودن ودر عین حال هیچی نبودن
اندوهگینم چون اندوهگینم کرده اند
اندوهگینم کرده اند
کی پدر مادر برادر خواهر
کو غم خواری کو غمداری همه شده اند برایم هند جگر خواری
وای از این زندگی لکنت بار
به هر دری می زنم تخته است
به هر رگی می زنم خونش لخته است
نمی دانم آیا از روزگار است
یا این شانس لنگ من است که شلخته است
.jpg)
.jpg)

No comments:
Post a Comment